به گزارش پایگاه خبری ندای دانش به نقل کلام قلم فشار روانی یا psychological stress در روان شناسی به معنای احساس نوعی فشار یا تنیدگی می باشد و به حالتی اطلاق میشود که در آن آرامش فرد به دلیل محرکهای بیرونی یا درونی مختل شده و موجب اضطراب و بی تابی میشود و در صورتی […]

 

به گزارش پایگاه خبری ندای دانش به نقل کلام قلم فشار روانی یا psychological stress در روان شناسی به معنای احساس نوعی فشار یا تنیدگی می باشد و به حالتی اطلاق میشود که در آن آرامش فرد به دلیل محرکهای بیرونی یا درونی مختل شده و موجب اضطراب و بی تابی میشود و در صورتی که این حالت ناخوشایند تداوم یابد می‌تواند از لحاظ جسمی و روحی مشکلاتی را برای فرد به وجود آورد.

 

در ادبیات مدیریت فشار روانی یعنی بازتابی از درون انسان به یک نیاز درک شده. باتوجه به تعریف مذکور فشار روانی می‌تواند در جهت رفع نیاز های فیزیولوژیکی انسان ایجاد شود و هدف آن ارضای نیازها و کاهش تنش باشد علاوه بر این فشار روانی ممکن است در شرایط نامطلوب هیجانی که فرد احساس عدم امنیت میکند نیز ایجاد شود و فرد را وادار به گریز از شرایط تنش زا بکند در این حالت ممکن است انعکاسی از سوی فرد رخ ندهد و گریزی اتفاق نیافتد در این صورت فشار روانی همچنان بر فرد غلبه خواهد داشت.

فشار روانی در محیط کار:

موقعیت هایی که در آن اکثر افراد فشار روانی را تجربه می‌کنند موقعیت های فشار زا نام دارند ناگفته نماند این موقعیت های فشار زا‌می‌تواند در افراد و شرایط مختلف متفاوت باشد

از جمله موقعیت هایی که اغلب افراد فشار روانی را در آن تجربه می‌کنند محیط کاری می باشد حیرت اور نیست زیرا غالبا همه افراد بیشتر اوقات روز خود را در محل کار سپری می‌کنند و در طول کار با محرک های استرس زای متعددی روبرو می‌شوند این تنش روانی معمولا در صورت عدم مطابقت نیازهای شغلی و قابلیت فرد ایجاد میشود و عامل مهمی در تضعیف عملکرد، انگیزه و روحیه به شمار می‌رود همچنین پیامدهایی از نظر روانی رفتاری به دنبال دارد.

در ذیل به عواملی که میتواند موجب ایجاد فشار روانی در محیط کار باشد اشاره میکنیم:

۱-عدم تطابق ظرفیت کاری و زمان بندی

۲-فقدان حمایت

۳-تفاوت های فردی

۴-مدیریت ضعیف

۵-سرزنش و تحقیر شدن

۶-بی عدالتی در وظایف و پاداش ها

۷-در خواست های متضاد در محل کار

۸-نبود فرصت برای پیشرفت و ترقی

۹-کار فرمای دمدمی مزاج و غیرقابل پیش بینی

۱۰-خستگی و یکنواختی

مدیریت فشار روانی:

فشار روانی امری پرهیز ناپذیر میباشد وبدون تجربه فشار روانی افراد نمیتواند با چالشهای زندگی مواجه شود و در صدد مشکلات به وجود آمده برآیند

با این حال فشار روانی به دو دسته‌ی فشار روانی مثبت و منفی تقسیم میشود

در فشار روانی مثبت فرد هنگام رویارویی با وضعیت های چالش بر انگیز دارای انرژی و انگیزه بالا میباشد و تلاش خود را برای رشد و ترقی بیشتر کرده و به سوی موفقیت و‌پیشرفت حرکت میکند اما در فشار روانی منفی احساس بی کفایتی و بی ارزش بودن به فرد دست می‌دهد و نا امیدی وجودش را فرا می‌گیرد در‌چنین وضعیتی فرد از توانایی هاو استعداد های خود خود را در جهت رسیدن به اهداف صرف نظر میکند و با موانع موجود در مسیر موفقیت مبارزه نمیکند،با این حال سطح بالای فشار روانی عملکرد افراد را کاهش می‌دهد بنابراین میان فشار روانی و عملکرد خوب رابطه عکس وجود دارد اما فشار روانی در حد تعادل نه تنها سودمند بوده بلکه موجب بازدهی بهتر و نتیجه مطلوب میشود

فشار روانی شامل چهار سطح اساسی میباشد

سطح اول همراه با واکنش غریزی ارگانیسم به محرک بیرونی‌ همراه میباشد مانند افزایش فشار خون،تپش قلب،عرق کف دستان

سطح دوم اغلب با علائمی چون بی اشتهایی ،عدم تمرکز کافی،نا آرامی میل به مصرف سیگار و دخانیات بخصوص در افرادی که سابقه مصرف داشته اند نمایان میشود

در سطح سوم سردردهای مزمن،اختلال در خواب،نشانه های افسردگی و …مشاهده میشود

سطح چهارم با نشانه های خودکشی،هذیان،اعتیاد به مواد مخدر ،اختلالات سایکوز گزارش داده شده است.

یک مدیر به عنوان فردی که بتوان به او اعتماد کرد باید کنترل امور را به دست گیرد و دارای ویژگی های مدیریتی باشد و این امکان را به کارکنان خود بدهد که مورد حمایت واقع شوند تا تحت تأثیر فشار روانی قرار نگیرند و چنانچه موقعیت فشارزایی را تجربه کنند با تدبیر و چاره اندیشی راه حلی مناسب پیدا کند تا افراد را از این شرایط نجات دهد

مراحلی که یک مدیر در موقعیت های فشار زا نباید از آن غافل شود:

سطوح روانی را بشناسد

نگرانی خود را تا حدی نمایان کند

به صحبت های طرف مقابل گوش فرادهد و با او صحبت کند

ابراز همدردی کند

به افراد احترام قائل شود

از ناسزا گفتن و تحقیر کردن افراد اجتناب کند

راهکارهایی جهت انجام یک کار نشان دهد تا فرد از تنیدگی رهایی یابد

تفویض وظایف را به درستی انجام دهد

اعتماد به نفس افراد را تقویت کند‌ تا توانمندی هایشان افزایش یابد و دچار تنیدگی نشوند

از اعمال فشار و زورگویی خودداری نکند

تمامی موارد بیان شده نه تنها در کاهش تنش روانی و دغدغه افراد نقش داشته بلکه نقش بسزایی در پیشرفت و ترفیع یک سازمان دارد.

 

به قلم: مریم مینائی کارشناس ارشد روانشناسی و محمدرضا صفری چاکری دکتری مدیریت کسب وکار