تأملی سریع بر ماوقع کشور سودان و تحلیل بازیگران سیاسی آن /فاعتبروا یا اولی الابصار
تأملی سریع بر ماوقع کشور سودان و تحلیل بازیگران سیاسی آن /فاعتبروا یا اولی الابصار

آمریکا و اروپا سودان را تحریم کردند. رئیس جمهور این کشور تسلیم شد و رسماً دشمنی خود با ایران و جبهه مقاومت را اعلام کرد. غرب به ظاهر تحریم های خود را برداشت، اما باز بهانه کردند که عمر البشیر دیکتاتور بوده و باید از قدرت کناره گیری کند. کشورش دو تکه شد؛ حمام خون جاری شد؛ نقشه های شوم عربی، غربی، عبری اجرا شد؛ خسارت ۵۰ ساله گریبانش را گرفت؛ دیگر نه سودانی بود، نه سیاست خارجی و نه عمرالبشیری که حتی بر خلاف همه دیدگاههایش با اسرائیل هم وارد رابطه شده بود.

به گزارش پایگاه خبری ندای دانش به نقل ترشیز خوان؛ وقتی هزینه تسلیم و همراهی ناشیانه، بیشتر از مقاومت می شود. در ادبیات سیاسی ِ سیاه، در هزاره ی سوم، تجربه سودان، درس عبرتی است که باید ایرانیان و سایر کشورهای مورد طمع مثلث شوم عبری غربی وعربی بگیرند.

در آفریقا کشوری بود( چرا بود؟؟؟ چون الان دو شقه اش کردند) به نام سودان که ۹۷ درصد مردم آن مسلمان بوده و دومین کشور بزرگ قاره آفریقا و از نظر معادن و ثروت و دارایی های تحت الارضی و…. در وضعیت مناسبی بود. دیدگاه های سیاسی این کشور به ایران و جبهه مقاومت و شخص رهبری عظیم الشان ما نزدیک بود.

کم کم فشارهای بین المللی به این کشور زیاد شد، آمریکا و اروپا تحریم اش کردند، اسرائیل به توطئه داخلی کشور دامن زد و کشورهای عربی و خصوصا عربستان به فشار بر او اضافه کرده، بگونه ای که حتی در سال ۱۳۹۲ اجازه عبور هواپیمای رییس جمهورش بر فراز آسمانش را ندادند، چون راهی ایران بود!!!

عُمر البشیر، رییس جمهور سوردان بعد از مقاومتی سخت، به خیال خودش باید تسلیم می شد تا بتواند فشارهای بین‌المللی را کم کرده و از مواهب رابطه با غرب و عرب و عبریان بهره ببرد … و آنها که به ظاهر یک خواسته بیشتر از او نداشتند: دست کشیدن و جدایی از جمهوری اسلامی ایران!!!

او تسلیم شد و رسماً با ایران قطع رابطه کرد و در پیمانهای ضد ایرانی عضو شد. اما باز رابطه با کشورهای عربی و غربی بهبود نیافت. او قدمی دیگر برداشت که تلقین غربی ها و ترعیب اسرائیل بود تا به ظاهر بتواند اعتماد سازی کند و آن قدم شوم اسمش رفراندوم بود!!

رفراندوم انجام داد و در کمال تعجب کشور به دو تکه تقسیم شد و سودان شد دو کشور شمالی و جنوبی که سازمان ملل و کشورهای غربی و عربی نیز آنرا به رسمیت شناختند، اما باز ماجرای مصیبت سودان تمام نشد.

سودان رسماً دشمنی خود با ایران و جبهه مقاومت را اعلام کرد و حتی در دفاع از عربستان به یمن هم لشکر کشی کرد. آمریکا و عربستان و دیگران هم تحریم های خود را به ظاهر برداشتند، اما بهانه ای جدید را وارد بازی کردند و آن ، اینکه عمر البشیر دیکتاتور بوده و باید از قدرت کناره گیری کند. او هم چاره ای نداشت و  از قدرت کناره رفت، اما به جای منزل او را به زندان انداختند!!!

کشورش دو تکه شد؛ حمام خون جاری شد؛ نقشه های شوم عربی، غربی، عبری اجرا شد؛ خسارت ۵۰ ساله گریبانش را گرفت؛ دیگر نه سودانی بود، نه سیاست خارجی و نه عمرالبشیری که حتی بر خلاف همه دیدگاههایش با اسرائیل هم وارد رابطه شده بود اما مصیبت سودان ادامه داشت…

سپس در سودان کودتا کردند، جنگ داخلی مجدد راه انداخته و هزاران نفر کشته و زخمی شدند و جهانی که این همه وعده به سودان داده بود فقط دارد تماشا می کند و از کشته شدن مردم و ویرانی این کشور لذت می برد.

حال مقایسه کنید سرنوشت سودان را با کشورهایی چون ایران، سوریه و یمن که دقیقا همین خواسته ها را داشتند. و همین تحریم‌ و فشارها را تحمل کردند اما این سه کشور ایستادند تا نشان دهند هزینه مقاومت بسیار کمتر از تسلیم است.

و سودان شد درس عبرتی برای مردم ایران تا بدانند چطور در پس هر عقب نشینی از محوریت مقاومت، ویا غیر منصفانه دیکتاتور دانستن رهبران سیاسی و حتی رفراندوم ادعایی آنان، پایان کار کشوری به نام ایران که با تجزیه و جنگ داخلی هدفگذاری شده است. و عده ای متاسفانه خواب خواب از نقشه های خوب خوب دشمن که (به قول مقام معظم رهبری: نقشه ی فتنه شان بی نقص و دقیق بود ولی اشتباه محاسباتی کردند)

اما مقاومت؛ قدرت را احیا می کند. و کشور را منسجم نگه می دارد. و دشمنان طرفی نمی بندند. و اقتدار و تمامیت ارضی و سیاسی را در بلبشو بازار عصر قمار سیاسی غرب و جهود به کشور ما و حتی کشورهای جنگ زده ای چون یمن و سوریه باز می گرداند، حتی اگر تا دیروز جز به تجزیه و تحریک اقشار و خام کردن ملی و سرنگونی حاکمان آن راضی نمی‌شدند.